<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات کاربردی علوم زیستی در ورزش</title>
    <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات کاربردی علوم زیستی در ورزش</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر 12هفته HIIT و مکمل‌‌دهی ال‌‌کارنیتین بر بیان ژن برخی عوامل مرتبط با تغییر بافت چربی سفید به قهوه‌‌ای و پروتئین جفت نشده نوع-1 در رت‌‌های نر چاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3405.html</link>
      <description>زمینه و هدف: افزایش فعالیت پروتئین جفت نشده نوع یک (UCP1) باعث کاهش عوارض چاقی می‌‌شود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دوازده هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و تجویز مکمل ال‌‌کارنیتین بر بیان 455-miR، HIF-1&amp;amp;alpha; و تغییرات UCP1 در بافت چربی زیر پوستی رت‌‌های نر چاق بود. روش تحقیق: 36 سر رت نر ویستار پس از هشت هفته مصرف غذای پرچرب به‌‌طور تصادفی به چهار گروه: کنترل (C)، تمرین (T)، مکمل (S) و مکمل+تمرین (ST) تقسیم شدند. HIIT با شدت 90-85 درصد سرعت بیشینه روی نوارگردان، پنج روز در هفته به مدت 12 هفته برای رت‌‌های گروه T و ST اجرا شد. رت‌‌های گروه S و ST به مدت سه ماه 30 میلی‌‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز با ال‌‌کارنیتین گاواژ شدند. بیان 455-miR، HIF-1&amp;amp;alpha; و UCP1 به ترتیب با استفاده از روش‌‌های RT-qPCR، وسترن بلات و ایمنوفلورانس ارزیابی شدند. از آزمون‌‌های t وابسته و آنالیز واریانس یک‌‌راهه برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها و برای تعیین جایگاه معنی‌‌داری، از آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی‌‌داری 05/0&amp;amp;gt;p استفاده شد. یافته‌‌ها: وزن رت‌‌ها در دوره چاقی افزایش داشت (001/0=p) که با تمرین (003/0=p) و مکمل+ تمرین (001/0=p) کاهش یافت. بیان‌‌ژن 455- miR گروه‌‌های T کاهش معنی‌‌دار (001/0=p)، S افزایش معنی‌‌دار (001/0=p) و ST افزایش غیرمعنی‌‌داری (07/0=p) در مقایسه با گروه C داشت. بیان پروتئین HIF-1&amp;amp;alpha; در همه گروه‌‌ها نسبت به گروه C افزایش معنی‌‌دار (001/0=p) داشت. بیان پروتئین UCP1 در همه گروه‌‌ها نسبت به گروه C افزایش معنی‌‌داری داشت (001/0=p). نتیجه‌‌گیری: به‌‌نظر می‌‌رسد HIIT و همزمانی HIIT با ال‌‌کارنیتین استراتژی مفیدی برای مقابله با چاقی بوده و شواهد امیدوارکننده‌‌ای برای بهبود قهوه‌‌ای شدن بافت چربی سفید ارائه می‌‌دهد. در حالی که تحقیقات بیشتری برای تعمیم این یافته‌‌ها از مدل‌‌های حیوانی به کاربردهای انسانی مورد نیاز است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر 12هفته تمرین هوازی بر بیان miR-223 و miR-92 مرتبط با تراکم استخوان در زنان سالمند</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3905.html</link>
      <description>زمینه و هدف: میکرو RNAها نقش مهمی در تنظیم متابولیسم استخوان و فرآیندهای بیولوژیکی مرتبط با سلامت استخوان ایفا می‌کنند، از طرفی ورزش نیز در پیشگیری از اختلالات مربوط به استخوان نقش موثری دارد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر ۱۲ هفته تمرین هوازی بر بیان miR-223 و miR-92 مربوط به تراکم استخوان بود. روش‌‌ تحقیق: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌‌تجربی با گروه کنترل بود که ۳۰ نفر از زنان سالمند با دامنه سنی 70-65 سال در دو گروه مساوی تجربی و کنترل به‌طور تصادفی تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی شامل دویدن با شدت حدود 57-05 درصد حداکثر ضربان قلب و مدت 45-25 دقیقه برای ۱۲ هفته (هفته ای سه جلسه) انجام شد. پیش و پس از مداخله، نمونه‌گیری خون برای سنجش شاخص‌های تحقیق انجام شد. بیان miR-223 و miR-92 &amp;amp;nbsp;از طریق روش Real Time-Pcr سنجش شد. از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معنی‌داری 0/05&amp;amp;gt;p استفاده گردید. یافته‌‌ها: پس از 12 هفته تمرین هوازی بیان MiR-233 کاهش معنی‌دار (0/001=p، 29/60 درصد) و بیان miR-92 (0/001=p، 12/71 درصد) افزایش معنی‌دار نسبت به گروه کنترل نشان داد. نتیجه‌‌گیری: به نظر می‌‌رسد تمرین هوازی با شدت متوسط از طریق بهبود بیان miR-233 و miR-92 از کاهش تراکم استخوان در زنان سالمند جلوگیری می‌‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین‌‌های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد مدل رت ماده القا شده با دگزامتازون</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3241.html</link>
      <description>زمینه و هدف: استفاده از گلوکوکورتیکوئیدها با انواع اثرات نامطلوب قلبی-عروقی از جمله احتباس مایعات، فشار خون بالا، بیماری آترواسکلروتیک زودرس و آریتمی همراه است. هدف از این مطالعه بررسی اثر شش هفته تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین‌های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد رت‌‌های ماده مدل القا شده با دگزامتازون بود. روش تحقیق: تعــداد 12 ســر رت ماده بـا سـن چهار هفتـه‌‌ای بـه‌‌طـور تصادفـی در چهار گروه کنترل سالم، کنترل القا شده با دگزامتازون، تمرین مقاومتی+دگزامتازون و گروه تمرین تداومی+دگزامتازون قرار گرفتند. برنامـه تمریـن مقاومتـی شـش هفتـه بـا سـه نوبـت و هـر نوبـت 20-14 بـار بـالا رفتـن از نردبـان یـک متـری (بـا 26 پلـه) بـا حمـل وزنـه بـود. پروتکل تمرین تداومی شامل دویدن روی نوارگردان با شدت متوسط و به‌صورت افزایشی از ۶۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ظرفیت سرعت حیوان، در مدت مشابه انجام شد. محتوی کلاژن نوع 1، ماتریکس متالوپروتئیناز-2 (MMP-2) و مهارکننده بافتی متالوپروتئیناز-1 (TIMP-1) در بطن چپ بافت میوکارد پس از تمرین، با روش وسترن بلات؛ و عامل رشد تغییر شکل دهنده بتا-1 (TGF-&amp;amp;beta;1) با روش الایزا اندازه‌‌گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها از روش تحلیل واریانس یک‌‌راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح &amp;amp;nbsp;معنی‌‌داری 05/0&amp;amp;ge;p استفاده شد. یافته ها: تزریق دگزامتازون &amp;amp;nbsp;در سه گروه &amp;amp;nbsp;موجب کاهش معنی‌‌دار پروتئین MMP2 و افزایش معنی‌‌دار محتوای کلاژن نوع 1، TIMP1 و TGF-&amp;amp;beta;1 نسبت به گروه کنترل سالم شد؛ اما هر دو نوع تمرین، موجب افزایش معنی‌‌دار MMP-2 و کاهش معنی‌‌دار کلاژن نوع 1، &amp;amp;nbsp;TIMP1 و TGF-&amp;amp;beta;1 &amp;amp;nbsp;گردید. نتیجه گیری: به‌‌نظر می‌‌رسد که تمرینات تداومی هوازی و مقاومتی می‌‌تواند همزمان با افزایش فعالیت MMP2 و کاهش محتوای پروتئین کلاژن 1، TGF-&amp;amp;beta;1 و TIMP-1 در بطن چپ رت‌‌ها، یک اثر محافظتی بر ساختار و عملکرد بطن قلبی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین ترکیبی (هوازی و مقاومتی) بر بیان شاخص‌‌های Bax و VEGF در قلب رت‌‌های نر متعاقب مصرف مزمن مت‌‌آمفتامین</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2702.html</link>
      <description>زمینه و هدف: سوء مصرف مت‌‌آمفتامین سبب انفارکتوس میوکارد، سکته‌‌ مغزی و حتی مرگ مصرف‌‌کنندگان می‌‌شود. هدف از این پژوهش بررسی اثر تمرین ترکیبی بر بیان شاخص‌‌های Bax (پروتئین چهار شبه لنفوم دو لنفوسیت‌های بی) و VEGF (عامل رشد اندوتلیال عروقی) در قلب رت‌‌های نر متعاقب مصرف مزمن مت‌‌آمفتامین بود. روش تحقیق : در این مطالعه تجربی،30 رت با وزن 210-200 گرم به‌طور تصادفی به سه گروه مساوی شامل کنترل، شم (معتاد) و معتاد+تمرین ترکیبی تقسیم شدند. جهت ایجاد وابستگی، مت‌‌آمفتامین به گروه‌‌های شم و ترکیبی، به شکل درون صفاقی تزریق شد. تمرین ترکیبی شامل سه روز دویدن روی نوارگردان (با شدت 50 تا 60 درصد حداکثر سرعت) و سه روز تمرین مقاومتی روی نردبان (با شدت50 تا 60 درصد یک تکرار بیشینه‌‌) بود که به مدت شش هفته اجرا شد. پس از 24 ساعت از آخرین جلسه‌‌ی تمرین، حیوانات قربانی شدند و در بافت قلب، بیان Bax با روش ایمونوهیستوشیمی و بیان VEGF با روش Real-Time PCR سنجش شد. داده‌‌های تحقیق با آزمون تحلیل واریانس یک‌‌راهه و تعقیبی بونفرونی و نرم افزار SPSS نسخه‌‌ی 26 در سطح معنی‌داری 01/0&amp;amp;gt;p تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌‌ها: در گروه شم، بیان Bax افزایش معنی‌دار و بیان VEGF کاهش معنی‌‌داری (001/0&amp;amp;gt;p) نسبت به گروه کنترل داشت. در گروه تمرین ترکیبی بیان Bax نسبت به گروه شم کاهش معنی‌‌دار، و بیان VEGF نسبت به دو گروه شم (0001/0&amp;amp;gt;p) &amp;amp;nbsp;و کنترل (001/0&amp;amp;gt;p) &amp;amp;nbsp;افزایش معنی‌‌داری نشان داد. نتیجه‌‌گیری: مصرف مزمن مت‌آمفتامین با افزایش بیان Bax و کاهش بیان VEGF سبب تشدید آپوپتوزیس در بافت قلب شد، در حالی‌که تمرین ترکیبی با تنظیم کاهشی Bax و تنظیم افزایشی VEGF، اثرات آپوپتوتیک ناشی از مت‌آمفتامین را به‌طور معنی‌داری مهار کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی پپتید ناتریورتیک نوع B و کراتین کیناز قلبی در مردان سالمند مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3786.html</link>
      <description>زمینه و هدف: آسیب و نارسایی قلبی یکی از جنبه‌‌های بیماری دیابت نوع دو است، که ممکن است با اجرای تمرینات مقاومتی کاهش پیدا کند، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی بر مقادیر پپتید ناتریورتیک نوع B و کراتین کیناز قلبی در مردان سالمند دیابتی بود. روش تحقیق: تعداد 24 مرد سالمند (78-65 ساله) مبتلا به دیابت نوع دو (شاخص توده بدن: 4/4 &amp;amp;plusmn; 7/26 کیلوگرم/متر مربع) به‌‌طور تصادفی به دو گروه (12 نفری) کنترل و تمرین مقاومتی تقسیم شدند. تمرین مقاومتی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته با 50 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه اجرا گردید. خونگیری در دو مرحله پیش و پس از مداخله تمرین انجام شد، مقادیر پپتید ناتریورتیک نوع B &amp;amp;nbsp;به روش کمی لومینسانس و الایزای ساندویچی و کراتین کیناز قلبی به روش رنگ سنجی اندازه‌‌گیری گردید، و تجزیه و تحلیل داده‌‌ها به روش تحلیل کوواریانس توسط SPSS نسخه 24 انجام گردید، و سطح معنی‌‌داری 05/p&amp;amp;le;0 در نظر گرفته شد. یافته‌‌ها: پس از اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی سطوح پپتید ناتریورتیک نوع B‌‌ در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی‌‌داری یافت (001/p=0)؛ اما مداخله هشت هفته‌‌ای تمرین مقاومتی در مردان سالمند دیابتی موجب افزایش مقادیر کراتین کیناز قلبی سرم آن‌‌ها در مقایسه با پیش از تمرین گردید (001/p=0)، اما در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی‌‌داری مشاهده نشد (06/p=0). نتیجه‌‌گیری: به‌‌نظر می‌‌رسد که هرچند اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی تأثیر معنی‌‌داری بر کاهش سطوح پپتید ناتریورتیک نوعB &amp;amp;nbsp;مردان سالمند دیابتی دارد، اما منجر به افزایش معنی‌‌دار سطوح کراتین کیناز قلبی آن‌‌ها می‌‌گردد، که ممکن است اثر سودمندی بر وضعیت قلبی این بیماران نداشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط به ‌همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول‌های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش‌های چاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3420.html</link>
      <description>چکیده &amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;زمینه و هدف: افزایش شیوع چاقی و بیماری‌های همراه آن، ازجمله دیابت و کبد چرب، بیانگر اهمیت تمرین منظم به‌ عنوان یک راهبرد درمانی در کنترل چاقی است. افزون بر این، شواهد موجود حاکی از آن است که بتائین از طریق تعدیل متابولیسم چربی و گلوکز کبدی می‌تواند در بهبود چاقی مؤثر باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر همزمان تمرین تناوبی با شدت متوسط به‌ همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول‌های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش‌های چاق بود. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، ۲۵ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی سالم، چاق، چاق+مکمل، چاق+تمرین، چاق+مکمل+تمرین تقسیم شدند. موش‌های چاق به مدت شش هفته با رژیم پرچرب تغذیه شدند. تمرین تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت ۳۰ دقیقه و پنج روز در هفته، همراه با افزایش تدریجی شدت، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل بتائین نانوامولسیفیه (۵۰ میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن) قبل از تمرین انجام گرفت. در پایان، بیان ژن CD28 با روش Real-Time PCR و سطوح سرمی کراتینین، اوره، تری‌گلیسرید، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی کم (LDL-C) &amp;amp;nbsp;و لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا (HDL-C) با بهره‌گیری از روش‌های استاندارد آزمایشگاهی اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو‌عاملی در سطح معنی‌داری 0/05 &amp;amp;ge;p تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: چاقی موجب افزایش معنی‌دار میزان تری‌گلیسرید، TC، LDL-C، بیان ژن CD28، سطوح کراتینین (0/0001=p) و اوره (0/02=p) و موجب کاهش معنی‌دار HDL-C شد (0/0001=p). تمرین و مکمل هر کدام به‌طور مستقل منجر به کاهش معنی‌دار بیان CD28 (0/0001=p)، TG، TC، LDL-C و سطوح کراتینین (0/0001=p) و افزایش معنی‌دار میزان HDL-C (0/01=p) شدند. در تعامل تمرین و مکمل، نیز اثر آماری معنی‌داری بر CD28 (0/04=p)، LDL-C (0/0001=p)، TC (0/0001=p) و سطوح کراتینین (0/005=p) مشاهده شد. نتیجه‌‌گیری: تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل بتائین نانوامولسیفیه، به‌ صورت مستقل و ترکیبی، از طریق تأثیر بر شاخص‌های لیپیدی، التهابی و عملکرد کلیوی؛ می‌تواند در کاهش اثرات سوء چاقی در موش‌ها مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات مقاومتی و تناوبی شدید بر بیان سمافورین C3 و لیپوکالین 2 در بافت چربی زیرجلدی رت‌های سالمند چاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3036.html</link>
      <description>زمینه و هدف: سمافورین C3 و لیپوکالین 2 نوعی آدیپوکاین نسبتاً جدید هستند که از بافت چربی ترشح می‌شوند و با التهاب خفیف، چاقی و سندرم متابولیک ارتباط نزدیکی دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و تناوبی شدید بر بیان سمافورین C3، لیپوکاین 2 و شاخص لی در رت‌های سالمند چاق است. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، 30 سر رت نر سالمند نژاد ویستار با میانگین سنی 20-22 ماه و میانگین وزن اولیه 20 &amp;amp;plusmn; 250 گرم، پس از رسیدن به حد وزنی مطلوب به سه گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید و تمرین مقاومتی (هر گروه 10 سر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینات مقاومتی شامل هشت هفته و هفته‌ای پنج جلسه صعود از یک نردبان یک متری با 26 پله و پروتکل تمرینات تناوبی شدید شامل سه قسمت گرم کردن، بدنه اصلی متشکل از تکرارهای تناوبی و سرد کردن بود. برای اندازه‌گیری بیان ژن‌های سمافورین C3 و لیپوکالین 2 بافت چربی از روش Real Time-PCR استفاده شد. از روش آماری تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت تعیین اختلاف بین‌گروها در سطح معنی‌‌داری 0/05&amp;amp;gt;p استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد هر دو مدل تمرین مقاومتی و تناوبی شدید سبب کاهش معنی‌‌دار بیان ژن سمافورین C3، لیپوکالین 2 و شاخص لی نسبت به گروه کنترل شد، اما تفاوتی بین گروه‌های تجربی مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به‌‌نظر می‌رسد که تمرینات ورزشی مقاومتی و تناوبی شدید با تأثیر مثبت بر بیان ژن &amp;amp;nbsp;سمافورین C3، لیپوکالین 2 و شاخص لی می‌توانند به‌عنوان راهکار موثر در زمینه افزایش لیپولیز و کاهش اختلالات مرتبط با اضافه وزن و چاقی؛ در نظر گرفته شوند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین استقامتی و قهوه سبز بر شاخص های استرس اکسیداتیو و نیتریک اکساید در موش های نر پیش دیابت</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2142.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مطالعات زیادی به نقش ورزش درکنترل و بهبود عوارض دیابت اشاره کرده اند؛ در حالی که قهوه سبز هم با دارا بودن خاصیت آنتی اکسیدانی، می تواند در کاهش التهاب و مقاومت به انسولین موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین استقامتی و قهوه &amp;amp;shy;سبز بر شاخص های فشار اکسیداتیو و نیتریک اکساید در بافت عضله اسکلتی موش&amp;amp;shy;های نر C57BL/6 بود. روش تحقیق: تعداد 35 سر موش C57BL/6 به صورت تصادفی در دو گروه رژیم پرچرب برای القای پیش دیابت و رژیم طبیعی قرار گرفتند. القای پیش دیابت پس از 12 هفته تغذیه با رژیم پرچرب صورت گرفت و پس از آن، نمونه های این گروه به گروه&amp;amp;shy;های کنترل، قهوه&amp;amp;shy;سبز، تمرین استقامتی، تمرین استقامتی + قهوه&amp;amp;shy;سبز (هر گروه 7 سر موش) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی به صورت فزآینده (سرعت 15 تا 23 متر/دقیقه) طی 10 هفته، سه جلسه در هفته، و هر جلسه به مدت 45 دقیقه بر روی نوار گردان انجام شد. قهوه سبز به میزان 220 میلی گرم برکیلوگرم وزن موش، سه مرتبه در هفته از طریق گاواژ به موش ها خورانده شد. 24 ساعت پس از آخرین مداخله، بافت برداری از عضله اسکلتی چهارسر رانی انجام شد و پس از وزن&amp;amp;shy;کشی، شاخص های فشار اکسیداتیو و نیتریک اکساید با روش الایزا اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی دانت در سطح 05/0&amp;amp;gt; p استفاده شد. یافته‌ها: تمرین استقامتی موجب کاهش گلوتاتیون (01/0&amp;amp;gt;p) و مصرف قهوه سبز و تمرین استقامتی + قهوه سبز (به ترتیب با 004/0 &amp;amp;gt; pو 01/0&amp;amp;gt;p ) ؛ موجب افزایش این پروتئین گردید. به علاوه، تمرین ورزشی (03/0&amp;amp;gt;p) موجب کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام شد؛ اما مصرف قهوه (004/0&amp;amp;gt; p) و ترکیب تمرین و قهوه سبز (01/0&amp;amp;gt; p) موجب افزایش این شاخص گردید. نتیجه‌گیری: تمرین استقامتی و مکمل قهوه سبز می تواند یک راهکار درمانی موثر در بهبود ظرفیت آنتی اکسیدانی و پیشگیری یا کاهش عوارض ناشی از بیماری دیابت باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرین هوازی فزاینده بر بیان ژن آسپروسین قلب و مالون دی آلدئید سرم رت های نر دیابتی</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2443.html</link>
      <description>زمینه و هدف: امروزه پروتئین جدیدی به نام آسپروسین کشف شده است که در تنظیم قند خون نقش دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی فزآینده بر بیان ژن آسپروسین و مالون دی آلدئید (MDA) بافت قلب رت&amp;amp;shy;های نر مبتلا به دیابت بود. روش تحقیق: تعداد 32 سر رت‌ نر بالغ نژاد ویستار به‌صورت تصادفی به چهار گروه (هر گروه هشت سر موش) کنترل، تمرین، دیابت، و تمرین + دیابت تقسیم شدند. پس از دیابتی کردن رت‌ها با تزریق استروپتوزوسین، پروتکل تمرین هوازی فزآینده به مدت 8 هفته و 5 روز در هفته اجرا شد و پس از 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین، نمونه‌برداری بافت قلب و سرم از رت‌ها صورت گرفت. برای سنجش بیان پروتئین آسپروسین و برای اندازه‌گیری MDA از روش الایزا و برای سنجش بیان ژن آسپروسین از روش RT-PCR استفاده شد. از آزمون‌های آماری کروسکال والیس، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح معنی داری 05/0&amp;amp;gt;p استفاده شد. یافته‌ها: بیان ژن آسپروسین بافت قلب (001/0&amp;amp;gt;p) و سطوح MDA سرم (001/0&amp;amp;gt;p) پس از ابتلا به دیابت به طور معنی داری افزایش یافت، اما تمرین هوازی فزآینده اثر معنی داری بر آن ها &amp;amp;nbsp;نداشت (05/0&amp;amp;lt;p). نتیجه‌گیری: از آنجا که بیان ژن آسپروسین به‌تازگی در بافت قلب تشخیص داده شده است به نظر مطالعات بیشتری برای شناخت عملکرد آن در بافت قلب مورد نیاز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته تمرینات استقامتی، مقاومتی و تناوبی شدید بر بیان ژن SLIT-2 و UCP-1 رت های نرویستارچاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2633.html</link>
      <description>هدف: چاقی و اضافه وزن یک اختلال متابولیکی است که سطوح بافت چربی در این اختلال تاثیرگذار است. هدف از پژوهش حاضر، تاثیر هشت هفته تمرینات استقامتی تداومی، مقاومتی و تناوبی شدید بر بیان ژن SLIT-2 و UCP-1 رت‌های نر ویستارچاق بود.روش‌شناسی: برای این منظور، تعداد 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار چاق با سن هشت هفته و وزن 40&amp;amp;plusmn;325 گرم، به صورت تصادفی به چهار گروه؛ استقامتی تداومی (10سر)، مقاومتی (8 سر)، تناوبی شدید (10سر) و کنترل (8 سر) تقسیم شدند. موش‌های گروه‌های تجربی به مدت هشت هفته، هفته‌ای پنج جلسه تمرینات استقامتی تداومی با شدت70 تا80 درصد سرعت بیشینه، مقاومتی با شدت 50 تا 120 درصد وزن بدن و تناوبی شدید با شدت 85 تا 90 درصد حداکثر سرعت را انجام دادند و هر هفته 5 درصد به شدت تمرینات اضافه می‌شد. برای اندازه‌گیری بیان ژن SLIT-2 و UCP-1 ازروش Real Time-PCR استفاده شد. از روش آماری تحلیل واریانس یک ‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت تعیین اختلاف بین‌گروها در سطح معنی‌داری05/0&amp;amp;ge;P استفاده شد.یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضرنشان داد هر سه مدل تمرینی استقامتی تداومی، مقاومتی و تناوبی شدید سبب افزایش معنادار بیان ژن SLIT-2 (001/0 =P) و UCP-1 (001/0 =P) نسبت به گروه کنترل شد، اما تفاوتی بین گروه‌های تجربی مشاهده نشد(999/0=P).بحث: بنابر نتایج این پژوهش، پیشنهاد می‌شود از تمرینات استقامتی تداومی ، مقاومتی و تناوبی شدید با افزایش بیان ژن SLIT-2 و UCP-1 که فاکتورهای تاثیرگذار بر لیپولیز می‌باشند و در افزایش لیپولیز تاثیردارند، در جهت کاهش وزن استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات اختیاری ساده و پیچیده بر سطوح NG2 هیپوکامپ و افسردگی در رت های مدل بیماری آلزایمر</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2808.html</link>
      <description>زمینه و هدف: الیگودندروگلیا در مغز به شدت به فعالیت ورزشی پاسخ می‌دهد. از این رو، هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرینات اختیاری ساده و پیچیده بر تغییرات NG2 و افسردگی در رت های مبتلا به بیماری آلزایمر بود. روش تحقیق: بدین منظور 60 سر موش ویستار نر (4-6 هفته‌ای) به طور تصادفی در شش گروه (کنترل-سالم، کنترل-آلزایمر، تمرین ساده-سالم، تمرین پیچیده-سالم، تمرین ساده-آلزایمر، تمرین پیچیده-آلزایمر) تقسیم شدند. پس از القای آلزایمر از طریق تزریق استرپتوزوتوسین به بطن مغز، حیوانات به مدت دوازده هفته فعالیت اختیاری ساده و پیچیده را با استفاده از چرخ دوّار تجربه کردند. افسردگی با آزمون محرومیت غذایی بررسی شد و پس از کشتار، بررسی سطوح NG2 هیپوکمپ و قشرحرکتی به روش الایزا اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی مقایسه شدند. یافته‌ها: تمرین چرخ دوار پیچیده در مقابل تمرین چرخ دوار ساده، سطوح NG2 هیپوکامپ، NG2 قشر حرکتی را افزایش و میزان افسردگی را کاهش داد (05/0&amp;amp;gt;p). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد اجرای تمریناتی که با چالش ذهنی همراه باشند، از اثر بخشی بالاتری در رابطه با افسردگی و سطوح NG2 برخوردار باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت متوسط بر بیان ژن برخی شاخص‌های درگیر در تقسیم و ادغام میتوکندری ها در عضله نعلی موش‌های صحرائی نر</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_2874.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پویایی میتوکندری تحت تاثیر تقسیم و ادغام می‌باشد و تمرین ورزشی ممکن است بر آن موثر باشد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت متوسط بر بیان ژن برخی شاخص‌های درگیر در تقسیم و ادغام میتوکندری ها در عضله نعلی موش‌های صحرائی می‌باشد. روش تحقیق: برای این منظور، 12 موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به دو گروه مساوی (هر گروه شش موش) کنترل و تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIT) تقسیم شدند. ابتدا آزمون وامانده‌ساز و میانگین سرعت بیشینه موش‌ها برای طراحی برنامه تمرینی، محاسبه شد. برنامه تمرینی شامل مراحل دویدن بر روی نوارگردان با شدت 60 تا 65 درصد سرعت بیشینه (شش تناوب چهار دقیقه‌ای) و استراحت فعال با شدت 30 درصد سرعت بیشینه (شش تناوب دو دقیقه‌ای) بود که به مدت 8 هفته و با تکرار 5 جلسه در هفته، با رعایت اصل اضافه بار اچرا گردید. برای ارزیابی تغییرات بیان ژن شاخص‌های PGC-1&amp;amp;alpha; ،Opa1،Fis1، Drp1،Mfn1 &amp;amp;amp; 2 بافت عضله نعلی موش‌های صحرائی استخراج و بیان ژن‌ها با استفاده از روش PCR اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از روش آماری t مستقل در سطح معنی داری 05/0&amp;amp;ge;p تحلیل شدند. یافته‌ها: در گروه ‌MIT، بیان ژن‌هایDrp1 و Fis1 طور معنی دار کاهش؛ و بیان ژن‌های PGC-1&amp;amp;alpha;، Mfn1 و Mfn2 افزایش یافت؛ در حالی که تغییر معنی داری در بیان ژن opa1 ایجاد نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر، می‌توان عنوان کرد احتمالا" سازگاری تمرینات ورزشی تناوبی اثر محافظتی بر پویایی کیفیت میتوکندریایی دارد، اما از بروز تقسیم میتوکندریایی، به طور کامل جلوگیری نمی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر 12 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و مکمل ویتامین D3 بر التهاب و عملکرد کبد در رت های تغذیه شده با رژیم غذایی سرشار از فروکتوز</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3116.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مصرف فروکتوز منجر به تجمع چربی و التهاب سیستمیک در کبد، اختلال در عملکرد آن و فیبروز کبدی می‌شود و از طرفی هم، فعالیت بدنی و مکمل ویتامین D3، دارای خواص ضد التهابی هستند. از این رو، در این مطالعه، تأثیر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT)، مکمل ویتامین D3 و اثرات ترکیبی آن‌ها، بر نشانگرهای التهاب و عملکرد کبد در رت‌های نر نژاد اسپراگ-داولی تغذیه شده با رژیم غذایی سرشار از فروکتوز، بررسی شد. روش تحقیق‌: تعداد 40 سر رت نر به پنج گروه شامل گروه کنترل دارای رژیم غذایی استاندارد (CS)، کنترل دارای رژیم غذایی سرشار از فروکتوز (10% وزنی-حجمی محلول فروکتوز در آب) (CF)، رژیم غذایی سرشار از فروکتوز + HIIT (تمرین تناوبی شدید 90-85% حداکثر سرعت) (FT)، رژیم غذایی سرشار از فروکتوز + مکمل ویتامین D3 (FD)، و رژیم غذایی سرشار از فروکتوز + HIIT + ویتامین D3 (FTD) تقسیم شدند. مداخلات به مدت 12 هفته اجرا شدند. سطوح متغیرهای وابسته به روش‌های الایزا (انسولین، آلبومین، اینترلوکین-10 (IL-10) و اینترلوکین-1بتا (IL-1&amp;amp;szlig;))، آنالایزرهای هماتولوژی خودکار (شمار کل گلبول‌های سفید و زمان‌پروترومبین)، گلوکز اکسیداز (گلوکز)، رنگ‌آمیزی تری‌کروم-ماسون (فیبروز کبدی) و رنگ‌آمیزی ایمونوهیستوشیمی (فعالیت ماکروفاژهای M1 و M2)؛ اندازه‌گیری شدند. داده‌ها با تست تحلیل واریانس یک‌سویه در سطح معناداری 0.05P&amp;amp;lt; مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته‌ها: HIIT و ویتامین D3 باعث کاهش معناداری در IL-1&amp;amp;szlig;، IL-10، فعال شدن ماکروفاژهای F4/80+CD11c+، F4/80+CD206+ ، لکوسیت‌ها، زمان‌پروترومبین و افزایش معناداری در میزان آلبومین شدند. HIIT به طور معناداری موثرتر از مکمل ویتامین D3 در کاهش IL-1&amp;amp;szlig;، IL-10 و زمان‌پروترومبین بود. علاوه بر این، اثر ترکیبی تمرین و مکمل بر تمامی این عوامل تاثیر بیشتری داشت. نتیجه‌گیری: HIIT در کاهش التهاب کبد و بهبود عملکرد آن، مؤثرتر از مکمل ویتامین D3 است و اثر ترکیبی آن‌ها، مزایای محافظتی بیشتری در برابر اثرات نامطلوب رژیم غذایی سرشار از فروکتوز ایجاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات تناوبی با شدت بالا و مکمل اسپیرولینا بر سطوح پروتئین‌های شبه آنژیوپویتین 3 و 4 و نیمرخ لیپیدی در زنان سالمند چاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3176.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پروتئین‌های شبه آنژیوپویتین نوع 3 (ANGPTL3) و 4 (ANGPTL4) از تنظیم‌گرهای نوظهور متابولیسم چربی‌ها می‌باشند که در بروز بیماری‌های مرتبط با چاقی مانند بیماری‌های قلبی و عروقی نقش دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) همراه با مکمل اسپیرولینا بر سطوح سرمی ANGPTL3، ANGPTL4 و نیمرخ لیپیدی در زنان سالمند چاق بود. روش تحقیق: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون است. تعداد 60 نفر از زنان سالمند چاق (میانگین سنی 24/72&amp;amp;plusmn;6/60 سال؛ شاخص توده بدنی 53/3&amp;amp;plusmn;20/31 کیلوگرم/متر مربع) به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در چهار گروه مساوی مکمل+ تمرین، دارونما + تمرین، مکمل و کنترل جای گرفتند. گروه‌های تمرینی به مدت هشت هفته به اجرای HIIT (سه جلسه در هفته) پرداختند، در حالی‌که گروه‌های مکمل روزانه دو عدد کپسول 500 میلی‌گرم اسپیرولینا مصرف کردند. متغیرهای پژوهش در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه‌گیری شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل کوواریانس و تعقیبی توکی و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;ge; p تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها: پس از هشت هفته HIIT به همراه مصرف اسپیرولینا سطوح سرمی ANGPTL3 (01/0&amp;amp;gt; p)،ANGPTL4 (001/0&amp;amp;gt; p)، تری‌گلیسرید (001/0&amp;amp;gt; p)، وزن (001/0&amp;amp;gt; p) و درصد چربی بدن (001/0&amp;amp;gt; p) در گروه‌های مکمل+ تمرین، دارونما + تمرین و مکمل کاهش یافت. درحالی‌که تنها در گروه‌های مکمل+ تمرین و دارونما + تمرین سطوح کلسترول تام (001/0&amp;amp;gt; p) و لیپوپروتئین با چگالی پائین (001/0&amp;amp;gt; p) کاهش معنی‌دار و لیپوپروتئین با چگالی بالا (001/0&amp;amp;gt; p) افزایش معنی‌دار نشان داد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرینات تناوبی شدید و مکمل اسپیرولینا باعث تنظیم متابولیسم لیپید و بهبود نیمرخ لیپیدی و کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی در سالمندان چاق می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات مقاومتی کمپلکس و کنتراست بر میزان تستوسترون، کورتیزول، لاکتات و نیمرخ پرش بازیکنان بسکتبال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3272.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تمرینات مقاومتی ترکیبی روشی از طراحی تمرینات مقاومتی پر شدت با تمرینات پلایومتریک می باشند که در برخی موارد به دو شکل کنتراست و کمپلکس اجرا می شوند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی ترکیبی (کنتراست و کمپلکس) بر میزان تستوسترون، کورتیزول، لاکتات و نیمرخ پرش بازیکنان بسکتبال بود. روش تحقیق: تعداد 36 بازیکن بسکتبال مرد 18 تا 23 سال در این مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان به روش تصادفی ساده به سه گروه تمرینات مقاومتی کنتراست، کمپلکس و کنترل تقسیم شدند و به مدت شش هفته (دو جلسه در هفته) تمرینات مقاومتی را در ترکیب با تمرینات پلایومتریک به دو روش کنتراست یا کمپلکس انجام دادند. پیش و پس از مداخله، آزمون پرش عمودی (نیمرخ پرش)، و آزمون60 ثانیه پرش عمودی متوالی (لاکتات) و سطح سرمی تستوسترون و کورتیزول استراحتی اندازه گیری شد. سپس برای تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس و بونفرونی در سطح معنی داری 05/0p&amp;amp;le; استفاده گردید.یافته‌ها: گروه‌های تمرین کمپلکس و کنتراست در اوج توان (013/0p= و 007/0p=)، اوج سرعت پرش (001/0p= و 032/0p=)، ارتفاع پرش (001/0p= و 012/0p=)، تستوسترون سرم (001/0p=) و کورتیزول سرم (014/0p= و 011/0p=) نسبت به گروه کنترل بهبود معنی داری داشتند. سطح لاکتات پلاسما نیز به دنبال آزمون پرش متوالی در گروه کمپلکس (003/0p=) و کنتراست (005/0p=) نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری نشان داد. نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی کنتراست و کمپلکس، هر دو، موجب بهبود عملکرد ورزشی و بهینه سازی متغیرهای نیمرخ پرش و سطح هورمون های تستوسترون و کورتیزول در بازیکنان بسکتبال می شوند و برتری بر یکدیگر ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدت متوسط و مصرف ویتامین D بر عوامل آپوپتوزیسی Bax و Bcl-2 و نسبت Bax/Bcl-2 در موش های صحرایی نر متعاقب القای آنفارکتوس قلبی</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3464.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر هشت هفته برنامه&amp;amp;shy;ی تمرین تناوبی با شدت متوسط و مصرف ویتامین D فاکتورهای آپوپتوزیسی Bax و Bcl-2 و نسبت Bax/Bcl-2 در موش&amp;amp;shy;های صحرایی نر متعاقب القای آنفارکتوس قلبی بود. روش تحقیق: نمونه&amp;amp;shy;های پژوهش تعداد 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار بودند که به طور تصادفی در 7 گروه مساوی (هر گروه 8 سر) شامل: گروه کنترل سالم، گروه سکته + 5 دقیقه راه رفتن، گروه سکته + ویتامین&amp;amp;nbsp; + D 5 دقیقه راه رفتن، گروه سکته + تمرین تناوبی، گروه سکته + &amp;amp;nbsp;تمرین تناوبی + ویتامین D ، گروه&amp;amp;nbsp; سکته + تمرین تناوبی + گاواژ پارافین خوراکی، و گروه سکته +&amp;amp;nbsp; گاواژ پارافین خوراکی + &amp;amp;nbsp;5 دقیقه راه رفتن قرار گرفتند. موش&amp;amp;shy;ها در گروه&amp;amp;shy;های اختصاصی، مکمل&amp;amp;shy;دهی، دارونما و تمرین را تجربه نمودند. آزمون های تحلیل واریانس چند متغیره، تحلیل واریانس یک راهه و تعقیبی توکی برای استخراج نتایج (در سطح معنی داری 05/0&amp;amp;gt;p) مورد استفاده &amp;amp;nbsp;قرار گرفتند. یافته ها: هر دو مداخله تمرین تناوبی و مکمل به صورت انفرادی و ترکیبی، سبب کاهش معنی&amp;amp;shy;دار BAX و افزایش معنی&amp;amp;shy;دار Bcl-2 نسبت به گروه سکته گردید. همچنین، ترکیب تمرین و مکمل، سبب افزایش بیشتر Bcl2 و کاهش بیشتر Bax نسبت به دو گروه مکمل (001/0 P=) و تمرین تنها شد (001/0 P=). در رابطه با نسبت Bax به Bcl-2 نیز نتیجه مشابهی مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می&amp;amp;shy;دهد که تیمار تمرین و مکمل سبب بهبود معنی&amp;amp;shy;دار عوامل آپوپتوزیسی می&amp;amp;shy;گردد، اما ترکیب دو متغیر اثر هم&amp;amp;shy;افزایی داشته و بهتر از اعمال منفرد هر یک از مداخله&amp;amp;shy;ها عمل می&amp;amp;shy;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر پروتئین‌های مرتبط با هایپرتروفی در بافت قلب موش‌های صحرایی نر مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3475.html</link>
      <description>زمینه و هدف: بیماری دیابت از شایع‌ترین بیماری‌های متابولیک است که موجب عوارض متعددی در بافت قلب می‌گردد. امروزه اثر رویکردهای مختلف درمانی از جمله فعالیت ورزشی بر بافت قلب مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی اثرات تمرین تناوبی با شدت بالا بر تغییرات سطوح پروتئین‌های مسیر پیام‌دهی PI3K/AKT/mTOR در بافت قلب موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار مبتلا به دیابت نوع دو بود.روش تحقیق: در این تحقیق تعداد ۴۰ سر موش صحرایی هشت‌هفته‌ای با میانگین وزنی ۱۶&amp;amp;plusmn;۱۹۱ گرم به طور تصادفی به چهار گروه سالم‌کنترل، سالم‌تمرین، دیابت‌کنترل و گروه دیابت‌تمرین تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا با توالی پنج جلسه در هفته بود. با روش وسترن‌بلات میزان سطوح پروتئین‌های‌ PI3K/AKT/mTOR اندازه‌گیری شد. از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی برای بررسی تفاوت بین گروه‌ها در هر متغیر استفاده شد. سطح معنی‌داری 05/0p&amp;amp;lt; در نظر گرفته شد. یافته‌ها: بیماری دیابت سبب کاهش معنی‌دار مقادیر پروتئین‌های PI3K/AKT/mTOR در بافت قلب موش‌های صحرایی دیابتی گردید (001/0p=). بااین‌حال، هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا سبب افزایش معنی‌دار مقادیر پروتئین PI3K -(037/0p=)، پروتئین AKT (009/0p=) و پروتئین mTOR (043/0p=) در بافت قلب موش‌های صحرایی دیابتی را در پی داشت. نتیجه‌گیری: باتوجه‌به این نتایج، تمرین تناوبی با شدت بالا نقش مفیدی در تنظیم و کنترل مسیرهای پیام‌دهی مرتبط با هایپرتروفی فیزیولوژیک و مهار هایپرتروفی پاتولوژیک در نمونه‌های حیوانی مبتلا به دیابت نوع دو داشت توصیه می‌شود، بررسی بیشتر این موضوع در نمونه‌های انسانی مورد توجه محققین قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و پلاریزه بر شاخص های عملکرد ریوی، شاخص های التهابی و عامل رشد اندوتلیال عروقی در دختران جوان فعال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3493.html</link>
      <description>زمینه و هدف: فعالیت بدنی نقش مهمی در بهبود عملکرد فیزیولوژیکی ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه تأثیر هشت هفته تمرین هوازی و پلاریزه بر عملکرد ریوی، شاخص‌ التهابی، شاخص آسیب عصلانی و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در دختران فعال انجام شد. روش تحقیق: در یک طرح نیمه‌تجربی با الگوی پیش‌آزمون- پس‌آزمون، 30 دختر فعال به‌صورت تصادفی در سه گروه تمرین هوازی، تمرین پلاریزه و کنترل تقسیم شدند. مداخلات شامل 3 جلسه تمرین در هفته به مدت 8 هفته بود. متغیرهای مورد بررسی شامل ظرفیت حیاتی (FVC) و حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV1)با استفاده از روش اسپیرومتری، و همچنین سطوح سرمی پروتئین واکنشی C (CRP)، کراتین فسفوکیناز (CPK) و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) بودند که با استفاده از روش الایزا و مطابق با پروتکل‌های استاندارد اندازه‌گیری شدند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون ANOVA یک‌سویه جهت بررسی همگنی اولیه گروه‌ها، از آزمون t زوجی برای مقایسه درون‌گروهی پیش و پس‌آزمون، و از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) برای مقایسه بین‌گروهی پس از مداخله استفاده شد؛ در صورت مشاهده تفاوت معنی‌دار، آزمون تعقیبی بونفرونی به‌کار رفت. سطح معنی‌داری کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد هر دو نوع تمرین باعث بهبود معنی‌دار FEV1 و FVC نسبت به گروه کنترل شدند (p&amp;amp;lt;0.05) . سطح CRP در گروه‌های تمرینی کاهش معنی‌‌داری یافت، اما تغییرات CPK معنی‌دار نبود. همچنین، افزایش VEGF در هر دو گروه تمرینی نسبت به کنترل مشاهده شد (p&amp;amp;lt;0.05). اندازه اثر نشان داد تمرین پلاریزه بیشترین تأثیر را بر FVC (1.31) و تمرین هوازی بر FEV1 (1.06) داشت. همچنین، کاهش CRP با اندازه اثر 1/32- و گروه پلاریزه با اندازه اثر 1/09-، بیانگر اثر ضد‌التهابی این رویکردها بود. نتیجه‌گیری: تمرینات هوازی و پلاریزه می‌توانند به‌عنوان رویکردی مکمل در بهبود عملکرد ریوی و تعدیل پاسخ‌های التهابی در جمعیت فعال مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر 12 هفته تمرین هوازی به همراه مکمل‌یاری عصاره گیاه گالگا بر میزان شاخص‌های گلایسمیک، مقاومت به انسولین و حساسیت انسولینی، آنزیم‌های کبدی و نیمرخ لیپیدی در زنان مبتلا به دیابت نوع 2</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3499.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: دیابت نوع 2 نوعی اختلال متابولیکی است که با افزایش گلوکز خون در شرایط مقاومت به انسولین شناسایی می&amp;amp;shy;شود.&amp;amp;nbsp; مصرف گالگا و انجام تمرین ممکن است رویکرد مفیدی در کنترل بیماری باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین هوازی و گیاه گالگا بر شاخص&amp;amp;shy;های گلایسمیک، مقاومت به انسولین و حساسیت انسولینی و نیمرخ لیپیدی در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 بود.&amp;amp;nbsp; روش&amp;amp;shy;ها: 40 زن مبتلا به دیابت نوع 2 (میانگین سنی 27/57 و شاخص توده بدنی 66/30 کیلوگرم بر مترمربع) پس از فراخوان انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه تمرین هوازی (10 نفر)، مکمل گالگا (10 نفر)، تمرین هوازی به همراه مکمل گالگا (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین 12 هفته و 3 روز در هفته تمرین هوازی پیاده&amp;amp;shy;روی با شدت 50 الی 70 درصد ضربان قلب ذخیره&amp;amp;shy; انجام دادند و گروه مکمل هر روز (عصرها) دو گرم گالگا بصورت دمنوش (12 هفته) مصرف کردند. گروه ترکیبی نیز علاوه بر تمرین هوازی از مکمل گالگا استفاده کردند. خونگیری از افراد مورد مطالعه قبل و بعد از مداخله در حالت ناشتایی انجام شد. سطوح سرمی و ناشتایی گلوکز، هموگلوبین A1C و نیمرخ لیپیدی با روش&amp;amp;shy; رنگ آمیزی آنزیمی و انسولین به روش الایزا اندازه&amp;amp;shy;گیری شد. شاخص&amp;amp;shy;های مقاومت به انسولین و حساسیت انسولینی بر اساس فرمول برآورد شدند. جهت تایید فرضیه&amp;amp;shy;ها و تفاوت بین گروهی از آزمون تحلیل واریانس دو راهه ترکیبی و آزمون توکی استفاده شد. تغییرات درون گروهی با استفاده از آزمونt &amp;amp;nbsp;زوجی مورد استفاده قرار گرفت. یافته&amp;amp;shy; ها: سطوح انسولین، گلوکز و هموگلوبین A1C، لیپوپروتئین کم چگال (LDL)، کلسترول تام (TC)، تری گلیسیرید (TG)، آنزیم&amp;amp;shy;های کبدی و HOMA-IR در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل کاهش معنادار و McAuley، لیپوپروتئین پرچگال (HDL)، &amp;amp;nbsp;HOMA-b، QUICKI (Quantitative Insulin Sensitivity Check Index) که نشان دهنده حساسیت به انسولین است افزایش معناداری داشتند (05/0p&amp;amp;le;). همچنین، کاهش انسولین، گلوکز، هموگلوبین A1C و HOMA-IR&amp;amp;nbsp; و&amp;amp;nbsp; افزایش QUICKI در گروه ترکیبی تمرین هوازی و گالکا بیشتر از گروه&amp;amp;shy;های تمرین هوازی و گالگا به تنهایی بود (05/0p&amp;amp;le;). نتیجه &amp;amp;shy;گیری: هر دو مداخله تمرین هوازی و مکمل گالگا به تنهایی یا اثرات توام آنها می&amp;amp;shy;تواند باعث بهبود شاخص&amp;amp;shy;های گلایسمیک، نیمرخ لیپیدی، آنزیم&amp;amp;shy;های کبدی و شاخص&amp;amp;shy;های مقاومت به انسولین و حساسیت انسولینی شود. با این حال اثربخشی ترکیبی آنها در بهبود وضعیت گلایسمیک، مقاومت به انسولین و حساسیت انسولینی بیشتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر چهار هفته تمرین مقاومتی در منزل بر سطوح پلاسمایی پروتئین واکنشی C، شاخص‌های ترکیب‌بدنی و خودکارآمدی در زنان یائسۀ دارای اضافه‌وزن و چاق</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3500.html</link>
      <description>زمینه و هدف: توجه به تمرینات ورزشی به‌منظور بهبود شاخص&amp;amp;shy;های بیوشیمیایی، فیزیولوژیک و روان&amp;amp;shy;شناختی در زنان یائسۀ دارای اضافه&amp;amp;shy;وزن و چاق از اهمیت ویژه&amp;amp;shy;ای برخوردار است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر چهار هفته تمرین مقاومتی در منزل بر سطوح پلاسمایی پروتئین واکنشی C CRP))، شاخص&amp;amp;shy;های ترکیب&amp;amp;shy;بدنی و خودکارآمدی در زنان یائسۀ دارای اضافه&amp;amp;shy;وزن و چاق شهر بیرجند انجام شد. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش نیمه&amp;amp;shy;تجربی با طرح پیش&amp;amp;shy;آزمون-پس&amp;amp;shy;آزمون روی 56 زن یائسۀ دارای اضافه&amp;amp;shy;وزن و چاق (سن 65-45 سال،(BMI&amp;amp;ge;25 &amp;amp;nbsp;انجام شد. شرکت&amp;amp;shy;کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی در منزل (28 نفر) و کنترل (28 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین، تمرینات مقاومتی را به مدت چهار هفته (28 جلسه90 دقیقه&amp;amp;shy;ای با شدت متوسط) در منزل انجام دادند که هر جلسه شامل حرکات اسکوات، لانچ، ساق ایستاده، جلو بازو، پشت بازو، شنا، چرخش عضلات پهلو و کمر، ددلیفت با وزنه بود. قبل و بعد از تمرین، سطح پلاسمایی CRP از طریق نمونه&amp;amp;shy;گیری خون ناشتا و شاخص&amp;amp;shy;های ترکیب&amp;amp;shy;بدنی (وزن، تودۀ بدنی (BMI)، دور کمر به باسن (WHR)، دور کمر، دور باسن، دور شکم، دور بازو، دور سینه و دور ران) اندازه&amp;amp;shy;گیری شد. همچنین خودکارآمدی با پرسشنامۀ استاندارد شرر و دیگران (1982) ارزیابی گردید. داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمونt &amp;amp;nbsp;وابسته در سطح معنی&amp;amp;shy;داری &amp;amp;nbsp;05/0 P&amp;amp;lt;تحلیل شدند. یافته&amp;amp;shy; ها: پس از چهار هفته تمرین مقاومتی در منزل، در سطح CRP تغییر معنی&amp;amp;shy;داری مشاهده نشد؛ در حالی که کاهش معنی&amp;amp;shy;داری در WHR، دور سینه، باسن، بازو، ران و کمر مشاهده شد. اما تغییرات وزن، BMI و دور شکم معنی&amp;amp;shy;دار نبود. خودکارآمدی در گروه تمرین افزایش یافت. نتیجه&amp;amp;shy; گیری: تمرینات مقاومتی در منزل می&amp;amp;shy;تواند سلامت جسمی و روانی زنان یائسه را بهبود بخشد و به‌عنوان راهکاری مؤثر در مدیریت عوارض یائسگی و اضافه&amp;amp;shy;وزن توصیه می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر زمان اجرای تمرین استقامتی بر سطح سرمی برخی نشانگرهای متابولیسم استخوان در زنان میانسال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3527.html</link>
      <description>زمینه و هدف: به نظر می‌رسد علاوه بر میزان، مدت و نوع تمرین، زمان تمرین نیز بر سازگاری‌های فیزیولوژیکی ناشی از ورزش تأثیر داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی در صبح و شب بر نشانگرهای متابولیسم استخوان در زنان میانسال بود. روش تحقیق: تعداد 36 آزمودنی زن 40 تا 50 ساله به صورت هدفمند انتخاب و بطور تصادفی به سه گروه تمرین در صبح، تمرین در شب و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه‌های تمرینی به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه تمرینات هوازی با شدت 55 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره را انجام دادند. برای بررسی متغیرهای بیوشیمیایی، 48 ساعت قبل از شروع برنامه تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، در شرایط ناشتایی نمونه‌ها‌ی خونی از ورید بازویی جمع‌آوری و پس از جداسازی سرم به آزمایشگاه بیوشیمی ارسال شد. سطوح سرمی آلکالین فسفاتاز، ویتامینD ، هورمون پاراتورمون و هورمون کلسی‌تونین اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های t زوجی و آنالیز کوواریانس در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;ge; p بررسی شدند. یافته‌ها: نتایج تحقیق افزایش معنی‌دار مقادیر سرمی آلکالین فسفاتاز را در گروه تمرین در شب در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (003/0=p). مقادیر سرمی ویتامینD (413/0=p). هورمون پاراتیروئید (495/0=p). و هورمون کلسی‌تونین (721/0=p). در گروه‌های تمرینی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی‌داری نداشت. همچنین، بین گروه‌های مداخله تمرینی تفاوت معنی‌داری از نظر سطوح سرمی متغیرهای بیوشیمایی مشاهده نشد (05/0&amp;amp;le; p). نتیجه‌گیری: بطور کلی می‌توان گفت که زمان انجام تمرین هوازی اثر قابل ملاحظه‌ای بر نشانگرهای مرتبط با متابولیسم استخوان از قبیل ویتامین D، هورمون پاراتیروئید و هورمون کلسی‌تونین ندارد، اما بطور ویژه بر آلکالین فسفاتاز استخوانی اثر مفیدی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین در آب بر قدرت عضلانی اندام تحتانی و تعادل در بیماران مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک مزمن</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3528.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تمرین در آب به عنوان یک رویکرد توانبخشی موثر برای بهبود عملکرد حرکتی در بیماران سکته مغزی شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات آبی در اعماق مختلف بر قدرت و تعادل عضلات اندام تحتانی در بیماران مرد مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک مزمن انجام شد. روش تحقیق: در مطالعه حاضر، 36 مرد (56 تا 70 ساله) مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک مزمن به طور تصادفی در دو گروه تجربی شامل تمرین در آب کم عمق، تمرین در آب عمیق و یک گروه کنترل قرار گرفتند. جلسات تمرین برای دو گروه آزمایشی شامل شش هفته و هر هفته سه جلسه 60 دقیقه‌ای تمرین در آب بود. برای گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. تعادل با استفاده از مقیاس برگ و قدرت عضلات اندام تحتانی با استفاده از مقیاس انجمن تحقیقات پزشکی (MRC) ارزیابی شد. تحلیل واریانس آمیخته بین- درون آزمودنی‌ها برای بررسی فرضیه‌ها و به دنبال آن آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد. یافته‌ها: اثر تعاملی زمان &amp;amp;times; گروه برای تعادل (0001/0=P) &amp;amp;nbsp;و قدرت عضلانی (0001/0=P) معنی‌دار بود. علاوه بر این، اثرات اصلی معنی‌دار گروه (قدرت عضلانی: 0001/0=P، تعادل: 005/0=P) و زمان (قدرت عضلانی: 0001/0=P، تعادل: 0001/0=P) مشاهده شد. همانطور که آزمون تعقیبی نشان داد، هر دو گروه تجربی بهبود قابل توجهی در تعادل (005/0=P) و قدرت عضلانی (001/0=P) نسبت به گروه کنترل نشان دادند. علاوه بر این، آزمون تی همبسته نشان داد هر دو گروه تجربی افزایش معنی‌داری در تعادل (003/0=P) و قدرت عضلانی (015/0=P) پس از مداخله نشان دادند، در حالی که هیچ تغییر معنی‌داری در گروه کنترل برای هیچ‌یک از متغیرها (075/0=P) مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: در بیماران مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک پس از تمرین در آب در اعماق کم و عمیق، تعادل و قدرت عضلانی اندام تحتانی به طور قابل توجهی افزایش یافت اما بین تمرین در اعماق مختلف تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد تمرین در آب ممکن است به عنوان یک استراتژی توانبخشی مؤثر و ایمن برای بیماران سکته مغزی عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر تمرینات مقاومتی کلاستر و سنتی بر تغییرات هورمونی و عملکرد عضلانی مردان جوان فعال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3529.html</link>
      <description>زمینه و هدف: افزایش خستگی و ریکاوری ناقص، سبب کاهش نیرو در طی تمرینات مقاومتی می‌شود و در نهایت، عملکرد بهینه عضله دچار اختلال می&amp;amp;shy;شود؛ اما با آوردن استراحت در درون نوبت&amp;amp;shy;های تمرینی به&amp;amp;shy;کمک روش نوبت&amp;amp;shy;های کلاستر، ممکن است این مشکل برطرف شود. از این رو، هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر تمرینات مقاومتی کلاستر و سنتی بر تغییرات هورمونی و عملکرد عضلانی در مردان جوان فعال بود. روش تحقیق: در این پژوهش نیمه تجربی، 30 مرد جوان فعال به&amp;amp;shy;طور غیرتصادفی به سه گروه (10 نفر) شامل گروه کنترل، تمرین مقاومتی سنتی، و تمرین مقاومتی کلاستر تقسیم شدند. تمرینات مقاومتی کلاستر و سنتی مشتمل بر هشت هفته، سه جلسه در هفته، به&amp;amp;shy;مدت تقریبی 70 دقیقه در هر جلسه، شدت 80-75 درصد یک تکرار بیشینه، و تعداد تکرار تا واماندگی بود. شاخص&amp;amp;shy;های هایپرتروفی (سطح مقطع عضلات بازو و ران)، آمادگی جسمانی (قدرت و استقامت عضلانی در حرکت پرس سینه و پرس پا) و هورمون&amp;amp;shy;های مرتبط با رشد عضله (عامل رشد شبه انسولین-1، تستوسترون و کورتیزول) در دو مرحله پیش آزمون و پس&amp;amp;shy;آزمون؛ با روش&amp;amp;shy;های معتبر اندازه&amp;amp;shy;گیری شدند. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس برای مقایسه بین گروهی متغیرهای وابسته در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt;p استفاده شد. یافته &amp;amp;shy;ها: بعد از هشت هفته تمرین، قدرت عضلانی در حرکت پرس سینه و پرس پا، استقامت عضلانی در حرکت پرس سینه و پرس پا، سطح مقطع عضلات بازو و ران، عامل رشد شبه انسولین-1، تستوسترون و نسبت تستوسترون به کورتیزول افزایش معنی&amp;amp;shy;داری در گروه&amp;amp;shy;های تمرین مقاومتی کلاستر و سنتی در مقایسه با گروه کنترل داشت و بر عکس، کورتیزول به طور معنی&amp;amp;shy;دار کاهش یافت. با این حال، تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری بین &amp;amp;nbsp;اثرتمرینات مقاومتی کلاستر و سنتی مشاهده نشد. نتیجه &amp;amp;shy;گیری: تمرین مقاومتی کلاستر برتری محسوسی نسبت به تمرینات مقاومتی سنتی در تغییر پاسخ&amp;amp;shy;های هورمونی و بهبود عملکرد عضلانی در مردان جوان ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مداخله تحریک الکتریکی و تمرین ترکیبی بر سطوح سرمی کورتیزول و تعادل عناصر ماکروی اثرگذار در متابولیسم استخوان در زنان سالمند مبتلا به استئوپنی</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3530.html</link>
      <description>زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی تأثیرات ورزش ترکیبی به همراه تحریک الکتریکی (ECT) و ورزش ترکیبی (CT) بر روی سطح سرمی کلسیم، منیزیم، فسفر و کورتیزول در زنان سالمند مبتلا به استئوپنی پرداخت. روش تحقیق : در این مطالعه نیمه تجربی در مجموع ۴۵ زن با میانگین سنی1/4 &amp;amp;plusmn; 25/61 سال و مبتلا به استئوپنی (1 &amp;amp;lt; T-score &amp;amp;lt; -2.5-)به صورت تصادفی و مساوی به سه گروه 1) ECT، 2) CT و ۳) کنترل تقسیم شدند. گروه‌های ECT و CT به مدت ۱۲ هفته تمرینات ترکیبی هوازی (ضربان قلب ذخیره 45-60%) و مقاومتی(سه ست 8-15 تکراری، پنج تا 10 ایستگاه با استفاده از وزن بدن، فیزیوبال و نوار مقاومتی زرد ) را به مدت ۹۰ دقیقه در هر جلسه، سه روز در هفته اجرا کردند. گروه ECT علاوه بر تمرین ورزشی ۱۵ دقیقه تحریک الکتریکی عملکردی (FES) با فرکانس ۴۵ هرتز و پالس ۳۰۰ میکروثانیه در ناحیه پاراسپینال (عضلات اطراف ستون فقرات) دریافت کرد. داده‌ها با استفاده از آزمون ANOVA MIXED تحلیل شدند.یافته ها: طبق نتایج سطح سرمی کلسیم و فسفر تفاوت درون گروهی و بین گروهی معناداری نداشت (05/0&amp;amp;lt;p). با این حال، سطح سرمی منیزیم در گروه ECT نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت (012/0=p). علاوه بر این، سطح کورتیزول در هر دو گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). یک همبستگی معنادار بین کاهش کورتیزول و افزایش منیزیم در گروه ECT مشاهده شد (013/0=p، 666/0=r).نتیجه گیری : این نتایج نشان می‌دهند که تحریک الکتریکی عملکردی به طور هم‌افزایی سطح منیزیم را افزایش می‌دهد، کاهش کورتیزول سرم در این افزایش موثر بود. تحقیقات بیشتری با شدت، مدت و نوع مداخله‌های بهینه برای افزایش اثر در یونهای کلسیم و فسفر لازم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا به‌همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن‌های VEGF و اندواستاتین بافت قلب موش‌های صحرایی چاق با محدودیت کالری</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3569.html</link>
      <description>زمینه و هدف: چاقی، یکی از عوامل اصلی بیماری‌های عروق قلب است، و می‌تواند به اختلالات متابولیکی منجر شود. لذا، پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید، ‌همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن‌های فاکتور رشد اندوتلیال (VEGF) و اندواستاتین بافت قلب موش‌های صحرایی چاق با محدودیت کالری می‌باشد. روش‌ تحقیق: در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر ویستار (هشت هفته‌ای با وزن 19&amp;amp;plusmn;200 گرم) پس از القای چاقی به‌طور تصادفی به پنج گروه هفت تایی تایی تقسیم شدند: چاق بدون محدودیت کالری (کنترل)، چاق تحت محدودیت کالری، محدودیت کالری - تمرین تناوبی شدید، محدودیت کالری-تحریک الکتریکی، و محدودیت کالری-تمرین تناوبی شدید-تحریک الکتریکی. گروه‌ها، تحت برنامه محدودیت کالری (16 ساعت مصرف غذا ، هشت ساعت عدم مصرف)، تمرین تناوبی چهار هفته (سرعت 10 تا 20 متربر دقیقه به مدت 20 تا 40 دقیقه)، و تحریک الکتریکی ( 5/0 میلی‌آمپر برای 20 دقیقه) قرار گرفتند. پس از گذشت دو روز از مداخله ها ، نمونه‌برداری بافت قلب انجام و بیان ژن‌ها با روش Real Time-PCR، اندازه‌گیری شد. برای تحلیل داده‌ها، آزمون تحلیل واریانس یک ‌طرفه ‌درسطح معنی‌داری‌ 05/0&amp;amp;gt;p و نرم‌افزار گراف پد استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد، سطوح بیان ژنVEGF &amp;amp;nbsp;و اندواستاتین، دربافت قلب گروه‌های چاق تحت محدودیت کالری همراه تمرین تناوبی شدید، نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری داشت و بیان ژن VEGF (۰۵۸۸۰/0=X̅) در این گروه نسبت به بیان ژن اندواستاتین (07296/0=X̅)کاهش معنادار بیشتری داشت.(‌0001/0p&amp;amp;lt;). همچنین، بیان این دو ژن درگروه‌های چاق تحت محدودیت کالری همراه تحریک الکتریکی، نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشت و بیان ژن VEGF (2718/0=X̅) نسبت به بیان ژن اندواستاتین (3256/0=X̅) در این گروه کاهش معنادار بیشتری داشت (‌0001/0p&amp;amp;lt;). تلفیق تمرین تناوبی شدید و تحریک الکتریکی درگروه های چاق تحت محدودیت کالری منجر به کاهش معنی ‌دار بیان دو ژن VEGFو اندواستاتین نسبت به گروه کنترل شد و بیان ژنVEGF ‌ (1260/0=X̅) نسبت به بیان ژن اندواستاتین(3006/0=X̅)‌ در این گروه کاهش معنادار بیشتری داشت.(‌0001/0p&amp;amp;lt;). نتیجه‌گیری: به نظر می رسد، تمرین تناوبی شدید (HIIT) و تحریک الکتریکی همراه محدودیت کالری، می‌تواند باعث کاهش معنی دار بیان ژن‌های اندوستاتین و VEGF بافت قلب در افراد چاق شود. کاهش اندواستاتین ممکن است با تنظیم آنژیوژنزیس و افزایش اکسیژن‌رسانی میوکارد همراه باشد، در حالی که کاهش VEGF می‌تواند از رشد عروق غیرطبیعی جلوگیری کند. اما، تعیین پیامدهای دقیق این تغییرات و یافتن تعادل مطلوب بین فاکتورهای پیش‌آنژیوژنیک و ضدآنژیوژنیک نیازمند تحقیقات بیشتری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر شیوه‎های متفاوت تمرینی بر بیان ژن TIF2‎‌‎ در بافت چربی زیرجلدی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3632.html</link>
      <description>زمینه و هدف: TIF2 یکی از کوفاکتورهای تنظیم کنندهPPAR&amp;amp;gamma; در بافت چربی است که میتواند بر فرآیندهای لیپولیز و ترموژنز تأثیر بگذارد. با این حال، تأثیر شیوههای مختلف تمرینات ورزشی بر بیان این ژن در بافت چربی زیرجلدی بهطور دقیق مشخص نشده است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر شیوههای مختلف تمرینی بر بیان ژنTIF2 در بافت چربی زیرجلدی موشهای صحرایی نر ویستار بود. روش تحقیق: بدین منظور تعداد 32 سر موش صحرایی نر ویستار هشت هفته ای با میانگین وزن 33&amp;amp;plusmn;237 گرم از انستیتو رازی‌ خریداری شد. موش‌ها در محیطی با میانگین دمای 4/1&amp;amp;plusmn;22 درجه سانتی‌گراد، رطوبت 4&amp;amp;plusmn;۵۵ درصد و چرخه روشنایی- تاریکی 12:12 ساعت در قفس‌های مخصوص از جنس پلی کربنات نگهداری شدند. در طول تحقیق، تمامی حیوانات به غذا و آب دسترسی آزاد داشتند. بعد از دو هفته سازگاری با محیط، بهصورت تصادفی در چهار گروه هشت‌تایی شامل گروه1. کنترل، 2.تمرین هوازی با شدت متوسط(MIT)، 3.تمرین هوازی پرشدت(HIT) و 4.تمرین تناوبی پرشدت(HIIT) قرار گرفتند. برنامه‌ی تمرینی به مدت هشت هفته و با تواتر پنج جلسه در هفته اجرا شد. پس از پایان دوره تمرینی، نمونهبرداری از بافت چربی زیرجلدی ناحیه شکم انجام شد و میزان بیان ژن TIF2 با روش RT-PCR سنجیده شد. از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه همراه با تست LSD در سطح معناداری(05/0&amp;amp;gt;p) استفاده گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که هر سه مدل تمرین، کاهش معناداری بر بیان ژن TIF2 در بافت چربی زیرجلدی موشهای صحرایی دارد(05/0&amp;amp;gt;P). هر چند بیان ژن TIF2 در گروه HIT نسبت به گروههای HIIT و MIT، کاهش بیشتری داشت. هیچ تفاوت معناداری بین گروه های تمرینی مشاهده نشد(05/0&amp;amp;lt;P). نتیجه گیری: به نظر میرسد مدل تمرینی HIT نسبت به MIT وHIIT، اثر بیشتری بر بیان ژن TIF2 در بافت چربی زیرجلدی داشته و ممکن است بر فرایندهای متابولیکی چربی های زیرجلدی اثرگذارتر باشد، هرچند به تحقیقاتی بیشتری نیاز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات تناوبی شدید به همراه مکمل کورکومین بر سطوح آیریزین، نشانگرهای التهابی و VO2max زنان میانسال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3674.html</link>
      <description>زمینه و مقدمه: امروزه به‌کارگیری ترکیب مداخلات ورزشی و مکمل یاری مواد طبیعی، به ‌عنوان یک راهبرد نوین، برای تعدیل نشانگرهای التهابی و ارتقای سلامت متابولیک در جمعیت‌های پرخطر مورد تأکید قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مکمل کورکومین بر سطوح آیریزین و برخی نشانگرهای التهابی (اینترلوکین-6 (IL-6)، پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا (hs-CRP)، عامل نکروز تومور آلفا (TNF-&amp;amp;alpha;)) پلاسما و ترکیب بدنی زنان میانسال کم‌تحرک بود. روش تحقیق: در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۸۰ زن داوطلب سالم (۴۰-۶۰ سال) به‌صورت تصادفی به چهار گروه (تمرین + مکمل، تمرین+ دارونما، مکمل (۵۰۰ میلی‌گرم/روز)، و دارونما) تقسیم شدند. پروتکل تمرین تناوبی به‌مدت هشت هفته (سه جلسه/هفته) اجرا شد. نمونه‌گیری خون در شرایط ناشتا، ۴۸ ساعت پیش و پس از مداخله انجام گردید. مطالعه به‌روش دوسوکور انجام شد و داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر با عامل بین گروهی و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt;&amp;amp;alpha; تحلیل شدند. نتایج: در مرحله پس‌آزمون، سطح آیریزین در گروه‌های تمرین + مکمل (001/0=p)، تمرین + دارونما (02/0=p) و مکمل (03/0=p؛ به‌طور معنی‌داری بالاتر از گروه دارونما بود. سطح CRP در گروه تمرین+ مکمل نسبت به گروه‌های تمرین+دارونما(001/0=p)، مکمل، و دارونما(001/0=p)؛ کاهش معنی‌داری را نشان داد. همچنین، گروه‌های تمرین+دارونما (001/0=p) و مکمل (002/0=p) نسبت به دارونما، سطح hs-CRP کمتری داشتند. در مورد IL-6، گروه‌های تمرین+مکمل (01/0=p) و مکمل(01/0=p) کاهش معنی‌داری نسبت به گروه دارونما داشتند. سطح TNF-&amp;amp;alpha; نیز در گروه‌های تمرین+مکمل (001/0=p)، تمرین+دارونما (012/0=p) و مکمل (010/0=p)؛ کمتر از گروه دارونما بود. نتیجه‌گیری: ترکیب تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کورکومین، به طور هم افزا، موجب بهبودی شاخص‌های متابولیک، کاهش التهاب و درصد چربی بدن در زنان میانسال شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی به همراه مصرف مکمل ایزو وی ایزوله بر سطوح سرمی برخی مایوکاین های رشد عضله مردان میانسال</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3694.html</link>
      <description>زمینه و هدف: عضله اسکلتی به عنوان یک بافت فعال اندوکرین قادر است مایوکاین‌هایی با نقش کلیدی در تنظیم رشد و متابولیسم عضله ترشح کند. چالش اصلی، روشن نبودن اثرات مستقل و هم‌افزای تمرین مقاومتی و مکمل ایزو-وی بر مایوکاین‌های کلیدی مانند فولیستاتین و میوستاتین است. لذا هدف این پژوهش تعیین تأثیر ۸ هفته تمرین مقاومتی و مصرف مکمل ایزووی بر میزان فولیستاتین و مایوستاتین سرمی در مردان میانسال بود. روش‌تحقیق: مطالعه به صورت نیمه‌تجربی و کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل مردان کم‌تحرک ۴۰ تا ۴۵ سال بندر ماهشهر بودند. ۴۰ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین مقاومتی، مکمل، تمرین+مکمل و کنترل (هر گروه ۱۰ نفر) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی به مدت ۸ هفته، سه جلسه در هفته، با شدت ۶۰ تا ۷۰ درصد یک تکرار بیشینه اچرا شد. مکمل ۲۵ گرم پروتئین ایزو-وی دو بار در روز پس از صبحانه و ناهار مصرف شد. &amp;amp;nbsp;مایوکاین ها به روش الایزا برررسی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنکوا در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt; p&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: افزایش معنی دار فولیستاتین سرم در گروه‌های تمرین (001/0p=)، مکمل (001/0P=) و تمرین+مکمل (001/0p=) مشاهده شد؛ به گونه ای که این افزایش در گروه های تمرین+مکمل&amp;amp;nbsp; نسبت به گروه تمرین (002/0p=)&amp;amp;nbsp; و گروه مکمل بیشتر (001/0p=)؛ و در گروه تمرین از گروه مکمل (001/0p=) به طور معنی دار بیشتر بود. کاهش معنی دار میوستاتین سرم در گروه های مکمل+تمرین (001/0 p=)، تمرین (001/0p=) و مکمل (002/0p=) مشاهد؛ به گونه ای که این کاهش در گروه تمرین+مکمل از گروه مکمل (045/0p=) بیشتر بود. نتیجه‌گیری: تمرین مقاومتی و مکمل ایزو-وی، به‌ویژه در ترکیب با یکدیگر، سطح فولیستاتین و میوستاتین را بهبود داده و شرایط آنابولیک عضله را تقویت می‌کنند. این نتایج نقش مداخلات ورزشی و تغذیه‌ای را در پیشگیری کاهش توده و قدرت عضلانی تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با کش پیلاتس بر ترکیب بدنی، قدرت عضلانی و آنزیم‌های کبدی AST، ALT، ALP زنان سالمند دیابتی</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3785.html</link>
      <description>زمینه و هدف: سالمندی با ضعف عضلانی و کاهش توانایی‌های حرکتی همراه است. تمرینات مقاومتی به‌ عنوان روشی مؤثر برای بهبود عملکرد جسمانی معرفی شده‌اند، با توجه به نتایج متفاوت تحقیقات مختلف بر تأثیر این نوع تمرینات بر بیماری‌های متابولیک، به‌ویژه در سالمندان مبتلا به دیابت، .هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی با کش پیلاتس بر آنزیم‌های کبدی آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP)، ترکیب بدنی و قدرت عضلانی پا در زنان سالمند مبتلا به دیابت نوع II بود. روش تحقیق: در این مطالعه، ۲۶ زن سالمند دیابتی (۶۵ تا ۸۰ سال) به‌صورت تصادفی به دو گروه تمرین (۱۳ نفر) و کنترل (۱۳ نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به ‌مدت ۱۲ هفته، سه جلسه در هفته، تمرینات مقاومتی با کش پیلاتس انجام داد و گروه کنترل بدون مداخله باقی ماند. پیش و پس از مداخله، آنزیم‌های کبدی، ترکیب بدنی و قدرت عضلانی پا ارزیابی شد. داده‌ها با تحلیل کوواریانس در سطح 05/0 p&amp;amp;lt; تحلیل شدند. یافته‌ها: آزمون تحلیل کوواریانس تغییرات معنی‌ دار بین‌ گروهی وزن بدن (004/0=p)، BMI (000/0=p) و قدرت عضلانی پا (004/0=p) را نشان داد، اما وزن چربی (166/0= p) تفاوت معنی داری نداشت. از طرفی آنزیم‌های کبدی، تفاوت معنی‌ داری بین گروه‌ها نداشتند) 75/0=AST (p، (69/0=p) ALT، (817/0=p) ALK. نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی با کش پیلاتس اگر چه اثر مستقیم بر آنزیم‌های کبدی نداشت، اما بهبود معنی‌دار در ترکیب بدنی و قدرت عضلانی ایجاد کرد و احتمالا در بلند مدت بر سلامت کبد زنان سالمند دیابتی تأثیرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محافظتی چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر مسیر پیام‌دهی آپوپتوز در بافت قلب موش‌های مبتلا به سرطان پستان</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3787.html</link>
      <description>زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در زنان است که دومین عامل شایع مرگ‌ومیر در جهان است. هدف این پژوهش بررسی اثر محافظتی چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر بیان Bax/Bcl2/Caspase3 در بافت قلب موش‌های مبتلا به سرطان پستان است.روش تحقیق: در این پژوهش 30 سر موش بالب‌سی ماده با میانگین سنی هشت‌هفته‌ای و میانگین وزنی 2&amp;amp;plusmn;18 گرم به صورت تصادفی در سه گروه شامل: گروه توموری، گروه تومور+دوکسوروبیسین و گروه تومور+دوکسوروبیسین+تمرین تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی شامل هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا با توالی پنج جلسه در هفته بود. با روش ریل‌تایم میزان سطوح بیان Bax/Bcl2/Caspase3 در بافت قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. از روش آماری آنوای یک‌راهه و آزمون تعقیبی توکی برای بررسی تفاوت بین گروه‌ها در هر متغیر استفاده شد. سطح معنی‌داری 0.05&amp;amp;gt;p در نظر گرفته شد.یافته‌ها: داروی دوکسوروبیسین سبب افزایش معنی‌دار بیان پروتئین‌های آپوپتوزی Bax و Caspase3 شد (به ترتیب 0.0005=p و 0.0007=p) اما بیان پروتئین ضد آپوپتوزی Bcl2 در بافت قلب موش‌های سرطانی را به‌صورت معنی‌دار کاهش داد (0.0002=p). بااین‌حال تمرین تناوبی با شدت بالا سبب کاهش معنی‌دار بیان پروتئین‌های آپوپتوزی Bax و Caspase3 شد (به ترتیب 0.010=p و 0.008=p) اما بیان پروتئین ضد آپوپتوزی Bcl2 در بافت قلب موش‌های سرطانی را به‌صورت معنی‌دار افزایش داد (0.002=p).نتیجه‌گیری: باتوجه‌به یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان گفت که تمرین تناوبی با شدت بالا در نمونه‌های مبتلا به سرطان پستان تحت درمان با داروی دوکسوروبیسین، نقش بسیار مفید و پیشگیرانه در کنترل مسیر‌ پیام‌دهی داخلی آپوپتوز داشته است؛ بنابراین انجام این نوع تمرین به‌صورت منظم در کنار درمان دارویی احتمالاً در این زمینه بسیار مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات هوازی بر پروتئین واکنشگر C و اینترلوکین 6 در کودکان و نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق: یک مطالعه فراتحلیل</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3900.html</link>
      <description>زمینه و هدف: چاقی در کودکان و نوجوانان رو به افزایش است و با التهاب مزمن و افزایش نشانگرهایی مانند پروتئین واکنشگر C (CRP) و اینرلوکین 6 (IL-6) همراه است. تمرینات هوازی می‌توانند با بهبود سلامت قلبی‌- ‌عروقی و کاهش وزن، این نشانگرها را تحت تأثیر قرار دهند. این فراتحلیل با هدف بررسی اثر تمرینات هوازی بر CRP و IL-6 در کودکان و نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق انجام شده است. روش تحقیق: جستجوی مقالات تا ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۳ (۱۰مارچ ۲۰۲۵) در پایگاه‌های ‌PubMed، Web of Science، Scopus، Google Scholar، Magiran، NoorMags و Sid انجام شد. برای محاسبه اندازه اثر، از تفاوت میانگین وزنی (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵ درصد با استفاده از نرم‌افزار CMA2 استفاده گردید. یافته‌ها: در مجموع 15 مطالعه (با 18 مداخله تمرین هوازی) روی 551 آزمودنی کودکان و نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق فراتحلیل شدند و نتایج نشان داد مداخله تمرینات هوازی در کودکان و نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق سبب کاهش سطح CRP نزدیک سطح معناداری ]050/0P= ،(867/0- الی 001/0) 433/0- [SMD=‌ نسبت به گروه شاهد همراه شد. اما تمرینات هوازی سبب تغییر غیرمعنادار IL-6 ]251/0P= ،(268/1- الی 332/0) 468/0- =‌ [SMDنسبت به گروه شاهد شد. نتیجه‌گیری: تمرینات هوازی در کودکان و نوجوانان دارای اضافه‌وزن و چاق باعث کاهش سطح CRP (نزدیک معناداری) شد، در حالی که تغییر غیرمعناداری در IL-6 مشاهده شد، که نشان‌دهنده تأثیر محدود این مداخلات بر شاخص‌های التهابی است و نیاز به مطالعات طولانی‌تر و مداخلات ترکیبی وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی 12 جلسه تمرینات پیلاتس به تنهایی و همراه با ماساژ تخلیه لنفاوی، بر عملکرد تعادلی و لنف اِدم بیماران مبتلا به سرطان پستان</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3901.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اختلال تعادل و لنف اِدم از عوارض جانبی بعد از جراحی سرطان پستان است. تمرینات پیلاتس و ماساژ لنفاوی از جمله درمان‌های مکمل برای کاهش این عوارض پیشنهاد شده‌اند. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی دوازده جلسه تمرینات پیلاتس به تنهایی و همراه با ماساژ تخلیه لنفاوی بر عملکرد تعادلی و شدت لنف ادم بیماران مبتلا به سرطان پستان 30 تا60 ساله بود. روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 75 زن مبتلا به سرطان پستان بطور مساوی در سه گروه پیلاتس، ماساژ-پیلاتس و کنترل جای گرفتند. گروه پیلاتس تمرینات پیلاتس و گروه ماساژ-پیلاتس تمرینات را همراه با ماساژ لنفاوی به مدت 12 جلسه دریافت کردند. گروه کنترل طی این مدت زمان به فعالیت‌های عادی روزانه خود ادامه دادند. عملکرد تعادلی هر سه گروه پیش و پس از پروتکل تمرینی و ماساژ با آزمون زماندار برخاستن و ‌رفتن اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آنالیز کوواریانس و تست تعقیبی بنفرونی تجزیه و تحلیل شدند (05/0p&amp;amp;lt;). یافته‌ها: نتایج تفاوت معنادار در ارتقاء عملکرد تعادلی بیماران مبتلا به سرطان پستان در پیش و پس آزمون در هر دو گروه مداخله‌ای را نشان داد (001/0p=)؛ در حالیکه در گروه کنترل تفاوت معنادار دیده نشد. در مقایسه گروه‌های پیلاتس و ماساژ-پیلاتس با یکدیگر اختلاف معنادار نبود (181/0p=). هر دو مداخله بر کاهش لنف اِدم در بخش‌های اندازه-گیری شده اندام درگیر به غیر از مچ دست اثر معنادار داشت. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه، هر دو روش مداخله‌ای تمرینات پیلاتس به تنهایی و همراه با ماساژ لنفاوی در بهبود عملکرد تعادلی و کاهش لنف اِدم بیماران مبتلا به سرطان پستان موثر بوده است. پیشنهاد می‌شود از این تمرینات به‌عنوان روش موثر در بازتوانی بیماران پس از درمان سرطان پستان استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین دوره‌های بلوغ بیولوژیکی و متغیرهای آمادگی جسمانی بازیکنان نوجوان هندبال پسر</title>
      <link>https://jpsbs.birjand.ac.ir/article_3922.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هندبال ورزشی پر فشار است که موفقیت در آن طی دوران نوجوانی به توسعه مطلوب توانایی‌های عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی وابسته است. نوجوانی یکی از حساس‌ترین مراحل رشد انسان به شمار می‌رود که با آغاز تغییرات بیولوژیکی مرتبط با بلوغ همراه است. در این دوره، پیش‌بینی دقیق بلوغ بیولوژیکی نقش مهمی در بهینه‌سازی عملکرد ورزشی و کاهش آسیب‌پذیری ایفا می‌کند. این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین دوره‌های بلوغ بیولوژیکی با متغیرهای امادگی جسمانی نوجوانان پسر هندبالیست انجام شد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع میدانی و به‌صورت توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری را هندبالیست‌های نوجوان شهر مشهد تشکیل دادند و تعداد ۶0 پسر نوجوان هندبالیست با میانگین 7/1&amp;amp;plusmn; 3/13سال، قد 7/13&amp;amp;plusmn; 6/167 سانتیمتر و وزن 2/16&amp;amp;plusmn; 33/60 کیلوگرم به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. در ابتدا اندازه‌های کین آنتروبومتریک (قد، وزن، شاخص توده بدن، قد نشسته و طول پا) ثبت گردید و نمره بلوغ هر شرکت‌کننده با استفاده از معادله میروالد محاسبه شد. پس از آن، آزمون‌های: توان انفجاری بالا‌تنه پرتاب توپ پزشکی، سرعت ۲۰ متر، قدرت عضلانی پایین تنه دینامومتر پا و توان بی‌هوازی آزمون رست گرفته شد. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از آزمون‌ ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی روابط بین متغیرها استفاده شد. کلیه فرضیه‌ها در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt;p آزمایش شدند. یافته‌ها: بلوغ زودرس رابطه مثبت معنی‌داری با توان انفجاری بالاتنه (42/0=r؛ 019/0=p)، قدرت عضلانی پایین‌تنه (41/0=r؛ 025/0=p) و توان بی هوازی (36/0=r؛ 045/0=p) نشان دادند. بلوغ به‌موقع رابطه مثبت معنی‌داری با توان انفجاری بالاتنه (63/0=r؛ 009/0=p) و قدرت عضلانی پایین‌تنه (65/0=r؛ 006/0=p) نشان دادند. بلوغ دیررس رابطه مثبت معنی‌داری با توان انفجاری بالاتنه (60/0=r؛ 018/0=p) و توان بی‌هوازی (66/0=r؛ 007/0=p) نشان دادند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادند که بلوغ بیولوژیکی نقش مهمی در تعیین ویژگی‌های فیزیولوژیکی و عملکردی بازیکنان نوجوان پسر هندبال دارد. براین‌اساس، برنامه‌های استعدادیابی و تمرینی باید وضعیت بلوغ بیولوژیکی را مدنظر قرار دهند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
